مرتضى راوندى

517

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

معذور گشتند . . . » « 1 » مولوى دشمن تعصّب و جمود بود مولوى عاشق و شيفتهء حقيقت بود و به كليهء اديان و مذاهب جهان ، به ديدهء رفق و مدارا مىنگريست . او سختگيرى و تعصب را نشانهء « خامى » مىشمرد و معرفت و حقيقت را در گرو دين و آيين معينى نمىدانست . او در حكايت موسى و شبان و قصهء لمس فيل و ديگر داستانها و حكايات ، نشان داد كه با جنگهاى تعصب‌آميز مذهبى به‌سختى مخالف است ، و يك بار گفت « من با 73 مذهب يكىام » . اين مطلب را به سراج الدين قونوى گفتند او كه مردى مغرض و متعصب بود « يكى از نزديكان خود را بفرستاد كه بر سر جمع ، از مولانا بپرس كه تو چنين گفته‌اى اگر اقرار كند ، او را دشنام بده و برنجان . آن كس بيامد و برملا سئوال كرد كه شما چنين گفته‌ايد كه من با هفتاد و سه ملت يكىام ؟ گفت گفته‌ام ، آنكس زبان گشاد و دشنام و سفاهت آغاز كرد . مولانا بخنديد و گفت با اين نيز كه تو مىگويى يكىام . » « 2 » مولوى مىگفت پيشوايان اديان و مذاهب مختلف ، با وجود اختلاف مسلك ، جملگى هدف واحدى دارند و آن وصول به حقيقت و تأمين سعادت و خوشبختى بشر است : هر نبى و هر ولى را مسلكى است * ليك با حق مىبرد ، جمله يكى است چون كه بيرنگى اسير رنگ شد * موسيى با موسيى در جنگ شد چون به بيرنگى رسى كان داشتى * موسى و فرعون دارند آشتى مولوى در موارد مختلف و با عبارات گوناگون بشريت را از خامى و تعصب برحذر داشته و گفته است : از نظر گاهست اى مغز وجود * اختلاف مؤمن و گبر و جهود اين جهان همچون درخت است اى كرام * ما بر او چون ميوه‌هاى نيم‌خام * سخت گيرد خامها مر شاخ را * زانكه در خامى نشايد كاخ را چون بپخت و گشت شيرين لَب گَزان * سست گيرد شاخها را بعد از آن سختگيرى و تعصب خامى است * تا جنينى كار خون‌آشامى است

--> ( 1 ) . شرح تصوف ، ص 32 . ( 2 ) . از نفحات الانس جامى .